|
شنبه بیست و پنجم مهر 1388 |
|
یک رنگی |
 |
|
|
| |
|
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 |
|
... |
 |
|
|
| |
|
|
آهای انسانها... |
 |
|
خدای من...
وقتی این ایمیل را دریافت کردم بغض گلوم را گرفت...
خدایا....
چرا؟؟؟؟؟؟
بچه های به این کوچکی...
وای بر ما انسانها که از حال هم بیخبریم....
خدایا شرمنده ام که چشمانم فقط اطراف خودم را دید...
دعا...دعا...دعا...دعا کنید....
این کوچولوها الان باید به دادشون رسید...دیر میشه...
تصاویر کودکانی که به خاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این چهره افتادهاند ...




 

|
|
|
|
|
|
| |
|
|
بی خوابی... |
 |
بی خوابی بد دردیه................
۴ صبح...
دلم میخواد طراحی کنم
نمیدونم چی...
هر وقت خط خطی هام تموم شد میذارم وبلاگ
طراحی ۴ صبح
چه شود.... |
|
|
|
|
|
| |